مساوات و برابرى؟ طبق کدام فرهنگ لغت؟

سهيلا شريفى

sohailasharif@yahoo.co.uk

چندى پيش با يکى از دوستانم در يکى از خيابانهاى شهر لندن ايستاده بوديم و بر عليه سنگسار و آپارتايد جنسى و حجاب اجبارى امضا جمع مى کرديم و با مردم صحبت ميکرديم. آقاى جوانى که بنظر ميرسيد هندى يا پاکستانى باشد اعلاميه اى را که من بطرفش دراز کرده بودم گرفت و در حال خواندنش دور شد. کمتر از دو دقيقه طول نکشيد که برگشت و با تعجب به من گفت "اينکه همه اش ضد اسلام است."

با خنده بهش گفتم "خوب فهميدى." شوخى مرا نگرفت و با ناراحتى گفت ولى اينها دروغ است. اسلام دين عدالت و مساوات و رافت و انسان دوستى است. هيچ دينى به اندازه اسلام براى زن ارزش و احترام قائل نشده است. خداوند بارها در قران بر محبت و رافت و عدالت تاکيد گذاشته است. شما حق نداريد با استناد به اتفاقاتى که در يکجاى دنيا به اسم اسلام روى مى دهد دين ما را خراب کنيد و به اين غربيها تصويرى وارونه از اسلام ارائه کنيد.

اين حرفها براى من تازگى نداشت. تقريبا هر بار که ميز کتاب داريم از اين نوع استدلالات از طرف اسلامى ها به فراوان ميشنويم و گاها کارمان به بحثهاى داغ و پر سرو صدا ميکشد که رهگذران را هم جلب ميکند و آنها هم به نوعى درگير ميشوند. تجربه به ما نشان داده است که با بعضيها بحث کردن فقط اتلاف وقت است و سعى ميکنيم کوتاه و مختصر جوابى بدهيم و آنها را روانه کنيم و به کارمان ادامه بدهيم. در قيافه اين مرد و لحن حرف زدنش اما چيز رقت انگيزى بود که دلم برايش سوخت و ايستادم به بحث کردن باهاش.

پرسيدم شما زجر کش کردن يک انسان زير باران سنگ فقط به جرم داشتن رابطه با کسى که خودش ميخواسته است را عدالت ميخوانيد؟ روسرى سر يک دختر ٥ ساله کردن را و او را در ٩ سالگى شوهر دادن که به اسم ازدواج به او تجاوز شود را مساوات مى ناميد؟ بريدن دست و پاى جوانى که از زور گرسنگى و فقر تکه نانى مى دزدد را رافت و انسان دوستى بحساب مى آوريد؟ صادر کردن فتواى قتل انسانهائى را که حرف مخالف مى زنند و اعدام و حلق آويز کردن مخالفين را و به خون کشيدن افراد مذاهب ديگر را و به آتش کشيدن کتابهاى ضد اسلامى را و قتلهاى ناموسى را و ممنوع کردن موزيک و شادى را کاملا مطابق انسان دوستى و رافت الهى خداوندتان

مى دانيد؟ هيچ فکر کرده ايد که چند درصد مردم دنيا دارند برخلاف ميل خودشان اين قوانين را تحمل مى کنند و حتى اجازه درد دل در مورد آنها را هم ندارند. هيچ مى دانيد که چند صد و يا حتى هزاران دختر و زن جوان در ايران دارند اثرات زشت و هولناک اسيد را براى هميشه روى صورتشان حمل مى کنند، فقط بخاطر اينکه خواسته اند مثل هر جوان ديگرى کمى آرايش کنند؟ آيا شما اينها را مساوات و عدالت و انسانيت ترجمه ميکنيد؟

گفت ولى اينها را اسلام نگفته است. اسلام نگفته سنگسار کنيد، اسيد بپاشيد و بيخودى بکشيد. دارند تحت نام اسلام اين کارها را انجام مى دهند.

گفتم خوشبختانه من خيال ندارم دنبال پيدا کردن چهره اى بهتر از اسلام بگردم و يا قران را تعديل و مردم پسند کنم. از نظر من چنين چيزى امکان ندارد. شما هم اگر خيال داريد اين وظيفه را بعهده بگيريد بدانيد که کار غول آسائى در پيش داريد. چرا که ترجمه قران به زبان آدميزاد مدرن و تفسير راديکال کردن از آن، بعلاوه توضيح هزار و پانصد سال تاريخ سياه اسلام نيروئى خارق العاده ميخواهد.

مثل ماهى که از آب بيرون افتاده باشد چند بار دهنش را باز و بسته کرد که چيزى بگويد ولى انگار نمى توانست افکارش را بزبان بياورد. آخر سر هم با ناراحتى در حالى که هنوز به نوشته اى که در دستش داشت نگاه مى کرد بدون خداحافظى از من دور شد. از اينکه کلى وقتم را تلف کرده بود ناراحت نبودم. ميدانستم جائى در دلش تخم شک و ترديد کاشته ام و به اندازه کافى ماتريال فکرى به او داده ام که مدتها او را مشغول کند. اينروزها که بحثهاى مربوط به الحاق ايران به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان را مى خواندم بار ديگر ياد اين ماجرا افتادم. حرفها همان حرفهاى آشنا است که تقريبا تمام کسانى که مى خواهند از اسلام دفاع کنند (آگاهانه و يا از سر ساده لوحى ) بکار مى برند. گويا اسلام زيبا و مهربان و عدالتخواه و برابرى طلب است و مردم از سر نمک نشناسى و جهالت به مخالفت با آن بر ميخيزند. اما برخلاف هم صحبت من در لندن، نويسندگان اين سخنان ديگر چند جوان ساده و سردرگم نيستند که فقط شنيده اند اسلام خوب است و هيچگاه تجربه تلخ زندگى در يک کشور اسلام زده را نداشته اند که ماهيت واقعى آنرا درک کنند. اينها سردمداران و دست اندرکاران جمهورى اسلامى هستند که به مدت بيست و پنج سال با قوانين اسلامى خود خون مردم را در شيشه کرده اند و اکنون تحت فشار اعتراضات مردم با وقاحت از برابرى طلبى دين اسلام دم مى زنند. تا جائى که حتى اگر قرار باشد به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان هم ملحق شوند نه تنها لازم نمى بينند چيزى در مورد قوانين اسلامى مربوط به زنان در ايران را عوض کنند، بلکه گويا با اينکار به کشورهاى ديگر دنيا که سالهاست عضو اين کنوانسيون هستند آوانس داده و آنها را از مزاياى بى نظير قوانين اسلامى بهره مند خواهند کرد.

آيت الله موسوى تبريزى عضو مجلس خبرگان مى گويد:

"همه مى دانند و آنهائى هم که نمى دانند بايد مطالعه کنند تا آگاه شوند که مترقى ترين احکام براى زنان در دين مبين اسلام وجود دارد." به اعتقاد وى "دين اسلام در تمام موارد حقوق مساوى را در مورد زنان و مردان جارى کرده است و در بعضى موارد حتى زمينه هاى بيشترى براى رشد زنان فراهم کرده است."

خانم شيرين عبادى هم معتقد است که دين اسلام در دين مساوات و برابرى است و با کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان هيچ مغايرتى ندارد. زهرا شجاعى کمتر مواردى را ميبيند که کنوانسيون رفع تبعيض با اسلام در تناقض باشد. از نظر او زياد مهم نيست که مواد اين کنوانسيون قرار است در دست حکومت اسلامى کاملا مثله شود و به يک مضحکه تبديل شود بشرط اينکه ايران به آن ملحق شود و آبروى اسلام حفظ شود.

به اينها بايد گفت : يا شما از فرهنگ لغت کاملا متفاوتى از ديگر افراد بشر استفاده مى کنيد که در آن مساوات و برابرى و عدالت و رافت و انسانيت کاملا معکوس معنى شده اند يا اينکه داريد وقيحانه چشم در چشم ميليونها انسانى که حکومت و قوانين اسلامى زندگيشان را سياه کرده است ميدوزيد و دروغ ميگوئيد که اين حکومت ننگين را چند صباحى ديگر سرپا نگه داريد. خودتان هم مى دانيد که ديگر کسى باورتان نمى کند. مخصوصا مردم ايران آنقدر از مزاياى بيشمار اسلام عزيزتان بهره مند شده اند که ديگر دلشان را زده است!! و بزودى شما و کل مدافعانتان و اسلامتان را به صفحات تاريخ خواهند سپرد. آنوقت گفت و گوى من و هم صحبت لندنى ام هم کاملا متفاوت خواهد بود.

لندن ١٨ اوت ٢٠٠٣