در معرفى فعالين جنبش زنان
آلکساندرا کولونتاى
آلکساندرا کولونتاى يکى از فعالين سوسياليست جنبش زنان بود که در روسيه و سراسر جهان بعنوان متفکر، آژيتاتور و نويسنده شناخته شده است. او که از همان آغاز قرن بيستم بعنوان يک مارکسيست شروع به فعاليت کرد و در انقلاب ١٩١٧ شوروى و دولت شوراها فعالانه شرکت کرد، بيشترين انرژى و نيروى خود را به جنبش رهائى زنان و تلاش براى از بين بردن نابرابرى و فرهنگ مردسالار در جامعه و فراهم آوردن فضا و امکانات لازم براى آزاد ساختن زنان از قيد و بندهاى عقب مانده و ضد زن اختصاص داد. او با نوشته ها و سخنرانيهايش، با فعاليتهاى خستگى ناپذيرش و با بنيان نهادن سازمان زنان کارگر و دهقان اتحاد جماهير شوروى (ژنوتدل) بيشترين خدمت را در متحول کردن شرايط زندگى زنان در شوروى در آنزمان کرده است. کارها و طرحهاى او همچنين در سطح بين المللى تاثير زيادى بر جنبشهاى برابرى طلبانه زنان، حتى چند دهه بعد از انقلاب گذاشته است.
آلکساندرا کولونتاى در يک خانواده مرفه اوکراينى در سال ١٨٧٢ بدنيا آمد وچون مدتى در فنلاند و ديگر کشورهاى اروپائى زندگى کرده بود به چندين زبان مختلف دنيا مسلط بود که بعدها به او بعنوان يک فعال بين المللى کمک کرده و همچنين بدرد حکومت نوپاى شوروى خورد و توانست بعنوان ديپلمات و سفير دولت شوروى به کشورهاى مختلف سفر کند و حمايت آنها را جلب کند. او اولين زن بود که به سمت سفيرى برگزيده شد. در جوانى کتاب مشهور آگوست ببل "زنان و سوسياليسم" را خواند که بشدت او را تحت تاثير قرار داده و سالها بعد که بعنوان فعال جنبش زنان به سازماندهى اين جنبش دست زد از ايده هاى ببل استفاده کرد.
کولونتاى عضو کميته مرکزى حزب سوسيال دمکرات روسيه (بلشويک) بود و بعنوان يکى از مشهورترين آژيتاتورهاى کمونيست شناخته شده بود. سخنرانيها و نوشته هاى او نه تنها در شوروى بلکه در آلمان، بلژيک، فرانسه، انگلستان، اسکانديناوى و آمريکا طرفداران زيادى داشت. در سال ١٩١٥ او به يک تور سخنرانى در آمريکا رفت که چهار ماه و نيم طول کشيد و در مجموع در ١٢٣ جلسه و سخنرانى شرکت کرد. آژيتاسيونهاى او در ايندوره براى جلب حمايت از جنبش چپ اروپا و تقويت جنبش ضد جنگ بود.
تئوريهاى کلونتاى در مورد رهائى زنان در نوع خود ويژه و تازه بودند. برخلاف بسيارى از کمونيستهاى آندوره که مسائل زنان را ويژه نمى دانستند و معتقد بودند با از بين رفتن مالکيت خصوصى نابرابرى زن و مرد هم از بين خواهد رفت و در نتيجه بايد در حال حاضر بر روى مبارزه با سرمايه دارى و از بين بردن مالکيت خصوصى تمرکز کرد، کولونتاى معتقد بود که مسائل ويژه زنان را بايد جواب ويژه داد و تنها با از بين رفتن اين موانع است که ميتوان زنان را به شرکت در مبارزه طبقه کارگر براى از بين بردن مالکيت خصوصى و نابرابرى تشويق کرد. او بويژه بر حق راى زنان تاکيد ميگذاشت و اينرا مبنائى براى برسميت شناخته شدن زن بعنوان يک انسان در جامعه مهم ميدانست.
کولونتاى به محض تصرف قدرت توسط شوراها در روسيه براى تثبيت برابرى زن و مرد و به عمل در آوردن اين هدف در دنياى واقع دست به کار شد. او بدرستى و درايت مسائل مهم و موانع اصلى بر سر راه رهائى زنان را درک و افشا ميکرد و طرحهاى روشن و عملى براى مبارزه با اين موانع ارائه ميداد. طرح مشهور "آژيتاسيون با عمل" از طرحهاى اصلى کولونتاى براى رها کردن زنان از بردگى خانگى و درگير کردن آنها در فعاليتهاى اجتماعى بود. کولونتاى معتقد بود که ستمکشى زنان مانع واقعى آنان براى شرکت در فعاليتهاى اجتماعى و سياسى است. ميگفت مسئوليتهاى خانه و بچه دارى وقتى براى زنان باقى نميگذارد که آنها در فعاليتهاى ديگر درگير شوند و به همين دليل پيشنهاد برپا کردن پروژه هاى اجتماعى مانند مهد کودکها، سالنهاى عمومى غذا خورى و خانه هاى مادران را در دستور کار بلشويکها قرار داد.
کولونتاى خود در بيوگرافى اش در سال ١٩٢٦ نوشته است: "از همان سالهاى جوانى ميدانستم که نبايد زندگيم را بر اساس الگوهاى داده شده پيش ببرم. معتقد بودم که بالاخره روزى خواهد رسيد که زنان نيز با همان معيارهاى برابر با مردان ارزيابى و قضاوت شوند، نه بخاطر صرفا زن بودنشان و نقشى که بعنوان جنس مونث دارند، بلکه بخاطر انسان بودنشان و نقشى که بعنوان انسان در خدمت به بشريت دارند. من در زندگيم هموراه اين هدف والا را پيش برده ام که راه خودم را آنطور که معتقدم درست است بروم، کار کنم، مبارزه کنم، خلق کنم و دوشادوش مردان براى دستيابى به اهداف جهانشمول انسان بجنگم."
کولونتاى در طول زندگى پربار خود، به اين هدف پايبند ماند و تا زمان مرگش در سال ١٩٥٢ همچنان به فعاليت ادامه داد. از سال ١٩٢٠ کولونتاى به اپوزيسيون کارگرى که فراکسيونى در درون حزب سوسيال دمکرات شوروى بود که بر عليه براست چرخيدن سياستهاى دولت اعتراض ميکرد، پيوست. از سال ١٩٢٢ تا سال ١٩٤٥ (که بعلت بيمارى و پيرى بازنشسته شد)، کولونتاى به بهانه پست سفيرى و اموارت خارجه تا حد امکان از شوروى دور نگه داشته ميشد و نوشته ها و نظراتش توسط مقامات به حاشيه رانده شده و تبليغ و پخش آنها در سطح وسيع جلوگيرى مى شد.
کولونتاى بعنوان يک چهره بين المللى تاثيرات زيادى بر جنبش زنان گذاشته و کليشه هاى موجود در جنبش چپ آندوره در مورد رهائى زنان را تا حد زيادى شکست. او هر درجه از پيشروى و مبارزه جنبش برابرى طلبانه زنان را با ارزش ميدانست و براى آن مبارزه ميکرد. کلونتاى يکى از کسانى بود که بهمراه کلارا زتکين از ايده روز جهانى زن دفاع کرده و براى تصويب ٨ مارس بعنوان چنين روزى در کنگره بين المللى زنان در سال ١٩١٠ در شهر کوپنهاک، تلاش کرد. نزديک به نيم قرن از مرگ آلکساندرا کولونتاى ميگذرد، اما افکار و نظرات برابرى طلبانه و انسانى اين زن شجاع هنوز بر زبان بسيارى از مردان و زنانى که هر سال ٨ مارس روز جهانى زن را گرامى ميدارند جارى است.