آنها را به معراج بفرستيم از دستشان راحت شويم!

٢٨ ژوئن ٢٠٠٤

سهيلا شريفى

تلاش فراوان زنان مجلس هفتم جمهورى اسلامى براى عقب راندن جنبش آزاديخواهانه زنان بسيار حيرت انگيز است. آنها در اين راستا دست تمام همقطاران مردشان را از پشت بسته اند و آنچه را که کسى مانند محمد مير صادقى با احتياط در کنفرانسهاى زنان مى گويند و بعد هم در برابر فشار شنوندگانشان مجبور ميشوند لحنشان را تعديل کرده و معذرت بخواهند، خانمها فياض بخش و آجرلو هرروز در رسانه ها تکرار مى کنند و تهديد مى کنند که از قدرتشان نهايت استفاده را خواهند کرد تا جنبش زنان را به عقب برانند.

اخيرا فاطمه آجرلو در گفتگو با خبرنگار ايلنا با اشاره به افزايش شمار دانشجويان دختر نسبت به پسران و تلاش زنان براى گذراندن تحصيلات عاليه و وارد شدن به بازار کار از اينموضوع ابراز نارضايتى کرده و خواستار آن شد که دانشگاهها و مراکز آموزشى ورود زنان به بعضى از رشته هاى تحصيلى را ممنوع کنند تا دختران کمترى وارد دانشگاه شوند. چون از نظر ايشان مردان هستند که مسئوليت معيشت در خانواده را برعهده دارند و زنان در درجه اول بايد نقش خود بعنوان خدمتکار منزل را بخوبى پيش ببرند و اگر وقت اضافه داشتند و آقاى خانه هم لطف فرموده اجازه صادر نمودند، بدنبال کار بروند. او يادآورى کرد که بر اساس دين اسلام "دامان زنان محل رسيدن مردان به معراج است نه کسب شرايطى نظير ارتقاء سطح علمى و آگاهى"

اينکه چگونه چنين موجودات موميائى شده اى سر از مجلس يک کشور شصت هفتاد ميليونى در آورده اند که نصف بيشتر جمعيتش جوانانى هستند که از استانداردهاى پيشرفته دنياى متمدن پيروى مى کنند و زنان و دختران جوانى که اتفاقا بمنظور مقابله و مبارزه با جمهورى اسلامى تلاش مى کنند به دانشگاه راه يابند و خود را ارتقا دهند، يکى از معماهاى دنياى امروز ماست.

خودشان مى دانند که با اين حرفهايشان مردم را بخشم مى آورند، آنها مى دانند که مردم برايشان تره خرد نمى کنند و براى روز سرنگونى شان روزشمارى مى کنند. مى دانند که بيست و پنج سال زندان و شکنجه و شلاق و اعدام و تحقير نه نتها نتوانسته است مردم را و مخصوصا زنان ايران را مجبور به زندگى در چهارچوب قوانين ارتجاعى اسلامى بکند، بلکه هر دخترى که به دانشگاه وارد ميشود با علم به اينکه دارد ميخى به تابوت اين رژيم ضد انسانى ميزند، قدم در اين راه مى گذارد. آنها مى دانند که در مقابل جامعه اى که چشم به بالاترين سطوح علم و دانش و ارتقا دوخته است و از هر مذهب و خرافه و ارتجاعى بيزار است، شانس زيادى براى بقا ندارند. آنها هم بخوبى مى دانند که دارند نبرد آخرشان را مى کنند و ديگر برخلاف خواهرانشان در دوره هاى قبلى نيازى به تظاهر و سرمايه گذارى روى توهم مردم نمى بينند.

آنها کمر بسته اند دربرابر جنبش عظيم مردمى که کمر به نابوديشان بسته است تا آخر مقاومت کنند.

زنان مبارزه ايران، دامنهايتان را بپوشيد، روسريهايتان را به آتش بکشيد و با مارچ عظيمتان در خيابانها جمهورى اسلامى و سخنگويان چادرپوشش را به معراج بفرستيد از دستشان راحت شويم.