١١ اکتبر ٢٠٠٤
با سلام
جوانى هستم ٢٣ ساله و مقيم تهران. دانشجوى سال چهارم دانشگاه صنعت آب و برق تهران. چند ماه پيش ايميلى از سوى شما دريافت کردم حاوى يک فايل پى دى اف بود. اول اعنتائى به آن نکردم و گمان کردم از ايميلهاى تبليغاتى سرگردان است. ولى در ادامه که اين قضيه يکى دو بار تکرار شد، کنجکاو شدم که نگاهى به اين فايلها بياندازم و متوجه شدم که شما و عده اى ديگر تحت عنوان يک نشريه پيگير فعاليتهائى در جهت آزادى زن در ايران و نقدهائى بر کل مذاهب و عل الخصوص اسلام هستيد. با اينکه فعاليت شما به نفس خودش ارزشمند است ولى خالى از اشکال نيست. لابد تا اينجا تصورتان اين است که من هم يکى ديگر از طرفداران شايد بيشمار شما هستم.
٭٭٭٭٭٭٭٭٭
آقاى عزيز حمزه طيب زاده
با تشکر از اينکه لطف کرديد و نظراتتان را با ما در ميان گذاشتيد. متاسفانه نامه شما بسيار طولانى بود و نشريه ما در چهار صفحه قادر به درج کل نامه شما نيست. من بخشهائى از آن را در اين شماره چاپ مى کنم و سعى مى کنم به بعضى از نکات آن خيلى خلاصه پاسخ دهم. همچنين تلاش مى کنيم سوالات و نکات ديگرى را هم که شما مطرح کرده ايد از جمله موضوعاتى مانند صيغه، سقط جنين، حجاب، آزادى پوشش، نقش پدر و مادر در پرورش کودک، تفاوتهاى اجتماعى زن و مرد و غيره را در شماره هاى ديگر نشريه و در گفتگوهائى که با مسئولين آزادى زن و صاحبنظران اين عرصه ترتيب داده ميشود، مورد بررسى قرار دهيم. اميدوارم همچنان نشريه ما را با علاقه بخوانيد و نظراتتان را براى ما بفرستيد.
همينجا لازم مى دانم از همه خوانندگان نشريه آزادى زن بخواهم که در اين مباحث شرکت کنند و نظراتشان را براى ما بنويسند.
مقابله با ايدئولوژى اسلامى
شما از ما پرسيده ايد چرا با ايدئولوگهاى اسلامى به بحث و مجادله نمى پردازيم، گويا بزعم شما ما از مقابله و رو در روئى با خبرگان اسلامى مى ترسيم. بگذاريد قبل از جواب به اين سوالتان به شما يادآورى کنم که در وهله اول اين علما و قدرتمندان اسلامى بودند و هستند که امکان چنين بحث و تبادل نظرى را از ما و ميليونها انسان ديگر سلب کرده اند. هرجا کسى جرات کرده است کمترين مخالفتى با اسلام و سنتها و اعتقادات اسلامى بکند، برايش فتوى مرگ صادر کرده اند، او را تهديد کرده و مورد اذيت و آزار قرار داده اند و او را بعنوان مرتد و مفسد شکنجه و اعدام کرده اند. تصوير دمکراتيک و بى نقضى که شما از علماى اسلام ارائه مى دهيد مبنى بر اينکه حاضرند مانند افراد متمدن بنشينند و با مخالفينشان بحث کنند، واقعى نيست. بعلاوه ما هرجا توانسته ايم و امکانش پيش آمده (مثلا در کشورهاى اروپائى) در رسانه ها و راديو و تلويزيون به بحث و گفتگو با رهبران اسلامى پرداخته ايم و سعى کرده ايم ماهيت اين مذهب و پايه ضد زن و ضد بشرى آنرا براى مردم روشن کنيم. در نشريات و سخنرانيهايمان هم هرجا لازم بوده از خود قرآن نقل قول آورده ايم تا به کسانى که مانند شما که ادعا مى کنند اسلام خوب است اما از آن استفاده بد ميشود، ثابت کنيم که اسلام و جنبش اسلامى از پايه بر نابرابرى و ستم و تبعيض استوار است. شايد اگر وقت و انرژى بيشترى داشتيم بهتر مى بود متمرکز تر در اين راستا اقدام کنيم. اما تا همين حد هم ما در شناساندن جهره واقعى مذاهبى مانند اسلام در قدمهاى بزرگى برداشته ايم.
تا آنجائى که به مبارزه ايدئولوژيک و پايه اى با مذهب بر مى گردد، راستش اينکار خيلى وقت پيش توسط جنبشهاى عظيم لائيک و سکولار در قرن ١٨، در جريان انقلاب کبير فرانسه، با رشد علم و صنعت و توسط غولهاى فکرى دنيا مانند مارکس و داروين و ديگران انجام گرفته است. در اين رابطه هزاران جلد کتاب نوشته شده است و براى فرد علاقمندى مانند شما به اندازه کافى ماتريال موجود است. ما هم هرجا لازم باشد به اين گنجينه مراجعه مى کنيم و از آن استفاده مى کنيم. در نتيجه اين تلاشها و اين تاريخ، بسيارى از مردم دنيا سالهاست از قيد و بند مذهب و کليسا و قوانين ارتجاعى رها شده اند و مذهب جاى زيادى در زندگيشان بازى نمى کند. در نتيجه ما نيازى به تکرار آن تاريخ نداريم.
قضاوت يکطرفه و يکسو نگرى!
برخلاف ادعاى شما بحث ما يکطرفه نيست. جمهورى اسلامى در بيش از دو دهه و نيم از حاکميت سياهش تا توانسته ايدئولوژى اسلامى به خورد مردم داده است. از دروس تحصيلى گرفته تا روزنامه ها و راديو تلويزيون و خروارها کتاب و مسجد و آخوند و کلاس قرآن و غيره و غيره هر روز و هر ساعت ايدئولوژى خودشان را تبليغ کرده اند و برعکس هرجا کسانى مانند ما خواسته اند حرف متفاوتى بزنند فورا سرکوب شده اند و روانه زندانها و سياهچالها شده اند يا حکم مرگ گرفته اند. وقتى مى گوئيد يکسو نگرى و قضاوت يکطرفه و شستشوى مغزى، منصفانه تر مى بود اگر نگاهى به تاريخ بيست و چند ساله حاکميت اسلام مى کرديد و بعد قضاوت مى کرديد.
بازهم برخلاف ادعاى شما بخاطر داشتن ايدئولوگهائى مانند مطهرى و شريعتى نبود که خمينى توانست بقدرت برسد. خمينى بخاطر معادلات سياسى زمان خودش و با کمک دول غربى به قدرت رسيد. ترس از انقلاب مردم و نفوذ چپ در جامعه ايران و کل منطقه بود که قدرتهاى بورژوائى غرب را به صرافت پيدا کردن آلترناتيو انداخت و خمينى را رهبر انقلاب مردم در ايران کرده و طالبان را به جان مردم افغانستان انداخت. خمينى و ايدئولوگهايش تا زمانى که غرب از حفظ حکومت شاه نا اميد نشده بود، از حاشيه اى ترين نيروهاى سياسى جامعه ايران بودند و کمتر کسى برايشان تره خورد مى کرد.
همه را با يک چوب نزنيد!
گفته ايد چرا ما همه را با يک چوب مى زنيم. گفته ايد مگر نه اينکه خيلى از مسلمانان با طالبان و جمهورى اسلامى مخالفند و بعضى از نو انديشان دينى خواهان جدائى دين از حکومت شده اند.
اين نظريه آشناست. سالهاست ما را متهم مى کنند به اينکه همه را به يک چوب مى زنيم و بين اسلام خوب و اسلام بد فرقى قائل نيستيم. شايد اگر اسلام هم مانند مسيحيت و ديگر مذاهب دنيا به گوشه مساجد خزيده بود و در زندگى روزمره مردم و معادلات سياسى دنيا نقش چندانى بازى نمى کرد، ما هم دليلى براى چنين مبارزه پيگير و گسترده عليه آن نداشتيم و به نقد گاه و بيگاه نقش افيونى آن اکتفا مى کرديم. اما اسلام امروز يک جنبش سياسى ارتجاعى در سطح بين المللى است که مانند هيولاى افسار گسيخته اى به جان ميليونها مردم در سطح دنيا افتاده و زندگى را بر آنها سياه کرده است. نگاهى به اخبار روزنامه ها و صحنه هاى وحشتناکى که تلويزيونها از جنايات جريانات اسلامى از عراق گرفته تا بسلان، کافى است تا جا پاى اين هيولا را و آتش جهنمى نفسهايش را در همه جاى دنيا بازشناسيم. ما با اين جنبش درگير هستيم، آنرا افشا مى کنيم و با آن مى جنگيم. از نظر ما همه مذاهب و مخصوصا اسلام سياسى ارتجاعى، و ضد بشرى هستند و بر پايه نابرابرى و تبعيض بنا شده اند و هر جا هر کدام از آنها دستشان به قدرت برسد، زندگى مردم را سياه خواهند کرد. بنا بر اين بايد تلاش کرد، مذاهب را حتى المقدور از بين برد و يا در پستوى خانه ها و کنج مساجد وکليساها نگه داشت و از دست درازى آنها به زندگى مردم و مخصوصا کودکان جلوگيرى کرد.
اثبات اينکه اسلام واقعى چى هست و چى نيست، کدام آخوند موافق ديه هست يا نه و سروش در مورد حکومت مذهبى چه مى گويد کار ما نيست. کار کسانى مانند شماست که فکر مى کنيد اسلام نوع خوب هم دارد و مردم هنوز نتوانسته اند آنرا کشف کنند (لابد توضيحى هم براى تاريخ ١٤٠٠ ساله اسلام که مصادف است با جنگ و کشتار و حمام خون راه انداختن و سوزاندن کتابخانه ها و منفجر کردن مدارس و غيره داريد).
اميدوارم بتوانم در فرصتى ديگر به نکات ديگرى از نامه شما بپردازم