قتلهاى سريالى زنان در تهران، مسبب اصلى کيست؟

١٢ ژوئيه ٢٠٠٤

گزارشهاى اخير روزنامه هاى ايران در مورد پيدا شدن اجساد زنان و دختران جوانى که قبل از مرگشان مورد ضرب و شتم و آزار جنسى قرار گرفته اند و سپس با روسريهايشان خفه شده اند، بارديگر خاطره قتلهاى زنجيره اى مشهد را در يادها زنده مى کند. بر اساس اين گزارشات تاکنون اجساد ١٥ زن و دختر جوان در گوشه و کنار شهر تهران پيدا شده اند. جسد زن جوانى که با روسرى اش خفه شده بوده، در جوى آبى در تهران پارس پيدا شده است، جسد ديگرى را در گونى گذاشته و در خيابان گاندى رها کرده بودند، جسد زن جوان ديگرى در پشت ديوار دانشگاه آزاد پونک پيدا شده، دو تا از اجساد در يک چاه آب پيدا شده اند و ديگرى را در جنت آباد در کنار خيابان پيدا کرده اند.

بسيارى از جنازه ها هنوز شناسائى نشده اند، بعضى از آنها ماهها پيش بقتل رسيده اند و جنازه هايشان پوسيده و غير قابل شناسائى شده اند، بيشتر اين زنها هنوز اسمى ندارند و ظاهرا خانواده آنهائى هم که شناسائى شده اند، حاضر به معرفى خود و تحويل جنازه دخترانشان نشده اند. تا همين جا خبرها نشان مى دهند که اکثر اين اجساد متعلق به زنان تن فروش و تهيدستى هستند که حاضر شده اند در ازاى مقدارى پول به همراه قاتل به قتلگاه خود بروند. مردم نگرانند که دامنه اين جنايات از مرز ١٥ نفر فراتر رفته و تعداد بسيار بيشترى را در بر گيرد.

قاتل هر کس هست و انگيزه پشت اين قتلها هر چه باشد، واقعيت اين است که قوانين زن ستيز حاکم بر جامعه ايران خالق او هستند و قربانيان او را در چنان موقعيتى قرار داده اند که بآسانى ضربه پذير باشند. اينکه مردانى مانند سعيد حنائى (قاتل ١٩ زن تن فروش در مشهد چند سال پيش) پيدا ميشوند که براى نجات اسلام عزيزشان و به پيروى از دستورهاى امامان مرتجعشان به کشتار بيرحمانه بى دفاع ترين و ضعيف ترين قشر جامعه يعنى زنان تن فروش دست ميزنند، اينکه اين زنان مرتبا بعنوان عوامل فساد در جامعه معرفى ميشوند، اينکه مردسالارى و سنتهاى عقب مانده دختران جوان را از خانه هايشان بدر مى کند و آنها را آواره و بى پناه در کوچه پس کوچه هاى شهرهاى بزرگى مانند تهران رها مى کند که طعمه شکار جنايتکاران شوند، اينکه حتى والدين و خانواده هاى اين دختران از ترس آبروى خود حاضر به پيگيرى داستان غم انگيز قتل آنها نيستند، حکايت از آن دارد که رژيمى بغايت غير انسانى بر جامعه ايران حاکم است که زندگى را بر همه و بيش از همه بر زنان سياه کرده است و آنها را از حتى از ابتدائى ترين حقوق انسانى محروم نموده است. قاتل هر کس هست انگيزه او هر چه باشد، جمهورى اسلامى و قوانين ضد زن آن که صبح تا شب کهنه پرستى و مردسالارى و ارتجاع را رواج مى دهد، مسبب واقعى اين قتلها ست. رژيمى که زن بودن را جرم کرده است، آپارتايد جنسى را حاکم کرده و زنان را با هزار و يک راه و رسم و سنت و قانون و تبليغ تبديل به قربانى مى کند، رژيمى که سرانش از هر فرصتى استفاده مى کنند که زنان را بعنوان عوامل فساد در جامعه معرفى کنند و به هر بهانه اى حمله سيستماتيک به حقوق آنان را سازمان دهند، خود جنايتکار اصلى و پرورش دهنده جنايتکاران حرفه اى مى باشد. قاتل را هر کس هست بايد پيدا کرد، او را محاکمه کرد و مجازات نمود، اما نوک حمله نقرت و خشم مردم بايد متوجه رژيم و سرانش باشد. قطعا با سرنگونى اين رژيم جنايت بکلى از بين نخواهد رفت، مسلما حتى بعد از اين رژيم هم جانيانى پيدا خواهند شد که دست به جنايات هولناک بزنند و بازهم قتل و خشونت روى خواهد داد. اما با سرنگون کردن اين رژيم بزرگترين قدم را در راه از بين بردن سرچشمه اين جنايات برخواهيم داشت.