زنان "قدرتمندى" که از ابتدائى ترين حقوق محرومند.
٢٣ اوت ٢٠٠٤
سهيلا شريفى
اخيرا يک مجله بيزنسى آمريکائى به اسم فوربس يک ليست صد نفره از قدرتمند ترين زنان دنيا را منتشر کرده است که اسامى جالب و قابل تاملى را شامل ميشود. کسانى مانند ملکه انگلستان، نخست وزير سابق اين کشور مارگارت تاچر و سيما سمر از افغانستان، رانيه عبدالله همسر پادشاه اردن و بسيارى ديگر از جمله کسانى هستند که در اين ليست قرار دارند. از ايران هم فايزه هاشمى رفسنجانى و شيرين عبادى در رده هاى مختلفى از اين ليست قرار داده شده اند.
در رابطه با معيارهاى حاکم بر اين انتخاب و اين رده بنديها، خود مجله به ثروت اين زنان و پوشش مطبوعاتى که هرکدام از آنها مى گيرند اشاره کرده است. البته ناگفته پيداست که معيارهاى سياسى و ديپلماتيک هم نقش برجسته اى در سرهم کردن اين ليست داشته است.
انتخاب فايزه رفسنجانى و شيرين عبادى از چند نظر جالب و حائز اهميت بود. اولين نکته اى که به ذهن من خطور کرد اين بود که چقدر اين دو زن قدرتمند هستند در حالى که قوانين حاکم بر کشورشان آنها را رسما فرودست مى داند و ابتدائى ترين حقوق انسانى را بخاطر زن بودن از انها سلب مى کند و آنها را موظف به تبعيت از شوهران و يا پدران خود مى نمايد. چقدر بايد يک زن احساس قدرت کند، در حالى که حتى براى سفر به خارج کشور احتياج به اجازه نامه شوهرش دارد و هيچ حقى بر سرنوشت و آينده بچه هايش ندارد و ناچار است خود را در زندان متحرک حجاب از انظار پنهان کند.
و چقدر چنين ليستى و داشتن اينهمه زن قدرتمند در دنيا مى تواند بنفع جنبش برابرى طلبانه زنان در سطح جهان باشد. چه کسى مى تواند از اينکه اينهمه زن در دنيا هستند که پول دارند و مورد توجه رسانه ها هستند و حتى گاها قدرت حکومتى دارند، خوشحال خواهد شد. چقدر اين ليست واقعى است و چرا انتشار آن ضرورت دارد.
بطور قطع نه صد تا اگر صد ميليون زن قدرتمند مانند فايزه هاشمى رفسنجانى و مارگارت تاچر هم ليست شوند و دنيا را هم آنها بگردانند، نمى توان خوشحال بود که کوچکترين دريچه اى بر روى ميليونها زنى که از نابرابرى و ستم در رنجند، باز خواهند کرد. کاملا برعکس. فايزه هاشمى رفسنجانى سالهاى زيادى است که در مجلس اسلامى بعنوان نماينده کار مى کند. او يکى از دست اندرکاران رژيم جمهورى اسلامى است و شريک جناياتى است که اين رژيم در طول بيش از دو دهه بر عليه مردم و مخصوصا زنان مرتکب شده است. او يکى از دست اندرکاران رژيمى است که آپارتايد جنسى را رسما بر ايران حاکم کرده است و جنبش برابرى طلبانه زنان را در کمال قساوت سرکوب کرده است. او بخشى از رژيمى است که زنان را تا سينه خاک مى کند و به شنيع ترين شکلى با پرتاب سنگ زجر کش مى کند. در سالهائى که اين زن "قدرتمند" بر صندليهاى مجلس اسلامى لم داده است، بيرون و در خيابانهاى شهرهاى ايران، گله هاى حزب الله و مامورين انتظامى به دستور همين مجلس، زنانى را که در برابر قوانين ضد زن اسلامى مقاومت مى کردند، شلاق زده، به صورتهايشان اسيد پاشيده و روسريها را با پونس به پيشانيشان مى چسپاندند.
زمانى که زنان ايران به قوانين اسلامى نه مى گفتند و با مقاومت و مبارزه خود رژيم اسلامى ا به عقب مى راندند، کسانى مانند فايزه رفسنجانى، از اين حوزه به آن حوزه دنبال آخوندهاى مرتجع و "قدرتمند" مى دويدند تا به آنها نسبت به جنبش رو به رشد اعتراضى زنان هشدار دهند و از آنها کمى "گشايش" گدائى کنند.
اگر بخواهيم کسانى مانند فايزه رفسنجانى را در ليستى قرار دهيم. او را بى شک بايد در ليست سران رژيم جمهورى اسلامى گذاشت که روزى بايد در دادگاه انقلابى مردم جوابگوى جنايات خود نسبت به مردم و مخصوصا زنان باشند.
داستان شيرين عبادى کمى متفاوت است. شيرين عبادى براى مدت کوتاهى و تا حدودى "قدرت" داشت. او بخاطر گرفتن جايزه صلح نوبل تحت پوشش وسيع مطبوعاتى بود و تمام بلندگوهاى دنيا در برابر او باز بود. او اين امکان را داشت که با صحبتهاى خود، افکار عمومى دنيا را نسبت به اوضاع زنان در ايران و جنبش برابرى طلبانه در حال رشد در اين کشور آگاه کند. اما ايشان هم مانند ديگرانى که در آن ليست هستند، از "قدرتى" که داشت نه در جهت بهبود شرايط زندگى ميليونها زن در ايران بلکه کاملا برعکس در جهت بقا عمر ننگين جمهورى اسلامى و خريدن آبرو براى آن استفاده کرد. او که سالهاى زيادى تحت حاکميت جمهورى اسلامى زندگى کرده و از درد و رنجى که قوانين اسلامى بر زنان تحميل کرده اند مطلع بود، وقيحانه به اين واقعيات پشت کرد و به همه دنيا اعلام کرد که اسلام منافاتى با حقوق بشر و حقوق زن ندارد.
ديگرانى هم که در ليست قرار دارند، سابقه اى درخشان تر از اين دو زن ايرانى ندارند. مارگارت تاچر و حکومت آهنين او بيشترين تلاش را براى پس گرفتن دستاوردهاى جنبش زنان در انگلستان و اروپا کرده است. سيما سمر زنان افغان ا به مماشات با جريانات اسلامى فرا مى خواند و مى گويد "برقع مشکل زنان افغان نيست"
خانم ... عضو کابينه رياست جمهورى آمريکا، مبلغ و پيش برنده سياستهاى جنگ طلبانه دولت اين کشور است و زندگى را بر زنان و کودکان در عراق سياه کرده است.
تا آنجا که به زنان برابرى طلب و آزاديخواه در دنيا بر مى گردد، مى توان ليست صدها و هزاران زن شجاع و مبارزى را تهيه کرد که در برابر نابرابرى و ارتجاع و مردسالارى و خشونت ايستاده اند و براى آزادى و رهائى بشريت جنگيده اند. زنانى که فعاليتهايشان بر زندگى انسانها تاثير مثبت گذاشته است. زنانى که در سيستم ناعادلانه سرمايه دارى، بخاطر اينکه جيبهايشان خالى است، صدايشان به کسى نمى رسد و مجله هاى دست راستى مانند فوربس نه تنها آنها را ليست نمى کنند، بلکه تلاش مى کنند، اسمى از آنها نبرند و تا مى توانند آنها را ناديده بگيرند.
نگاهى به ليست صد نفره فوربس نشان مى دهد که زن بودن و قدرتمند بودن بخودى خود، مثبت نيست. اينکه اين "قدرت" چگونه بکار برده ميشود و از آن در چه جهتى استفاده مى شود مهم است.